روزه از زبان حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها
خداوند روزه را برای استواری اخلاص واجب نمود.
***حضرت زهرا سلام الله عليها***
خداوند روزه را برای استواری اخلاص واجب نمود.
***حضرت زهرا سلام الله عليها***
خواندن سوره بنی اسرائیل: زیارت امام زمان(عج)
خواندن سوره کوثر: دور کردن کسی از خود
خواندن سوره بقره: خیر و برکت، دوری شیطان، شفای دیوانه

اي پسر آدم، توشهات را زياد کن که راه دور است و بارت را سبک ساز که جاده باريک است و کردارت را خالص کن که سنجشگر بيناست..... و تو براي من باش تا من براي تو باشم. *(حديث قدسي)*
1- از گنج های بهشت است: نیکی کردن، پنهان کاری در اعمال نیک، شکیبایی بر بلاهای سخت و عدم اظهار گرفتاری ها و مشکلات.
2- خوش اخلاقی بهترین همنشین است و سرآغاز دفتر مؤمن، خوش اخلاقی اوست.
3- زاهد به دنیا کسی است که در مقابل حرام، شکیبایی خود را از دست ننهد و حلال، او را از شکرگزاری غافل نسازد.
4- دوستت را به اندازه دوست بدار، مبادا که روزی دشمنت شود و دشمنت را به اندازه دشمنی کن بسا روزی دوستت گردد.
5- هیچ بی نیازی چون عقل نیست و هیچ فقری بدتر از جهل نیست.
6- ارزش هر کس چیزی است که نیکویش می داند.
7- شما در مهلتی هستید که دنبال آن مرگ است و به همراه شما آرزویی است که مانع عمل است، پس فرصت را مغتنم شمارید و بر مرگ پیشی جویید و آرزو را در دروغ دانید و کردار نیک را توشه آخرت سازید.
8- ترس همراه نومیدی است و شرم موجب بی بهرگی است و حکمت گمشده مؤمن است که باید در طلب آن باشد گرچه در دست افراد بد باشد.
9- شکیبایی نسبت به ایمان چون سر است نسبت به تن، پس هر که شکیبایی ندارد، ایمان ندارد.
10- نه خشمگین شوید و نه خشمگین سازید، سلام را آشکار نمایید و سخن پاک بر زبان رانید.

عليّاً وا عليّاً وا عليّاً اماماً وا اماماً وا اماماً
دل ياران پر اندوه و حزين است مگر قتل علي سلطان دين است
چرا جبرئيل را شهپر شکسته مگر از سرور دين سر شکسته
چرا کروبيين هستند عزادار چرا جن و ملک از ديده خون بار
چرا هفت آسمان زير و زبر شد چرا زهرا به جنت نوحهگر شد
چرا غمهاي دل از حد فزون است مگر شير خدا غلطان به خون است
چرا شق القمر از نو عيان است دو تا فرق امير مؤمنان است
چرا اهل کساء محزون و زارند چرا کلثوم و زينب بي قرارند
چرا خونين دل و گريان حسين است چرا اشک حسن جاري ز عين است
شده خاک عزا بر فرق عالم مگر ظاهر شده ماه محرم
بود مذنب جگر خون و پريشان ز قتل مرتضي باب يتيمان
*کشکول طبسي، سيدعلينقي طبسي حائري*
گاهی آن قدر انسان خودش را فراموش می کند که دیگر وقتی برای خودش نمی گذارد؛ یادش می رود که خودش هم مهم است. راستی اگر خودمان به خود ارج ندهیم، چه کسی پیدا می شود که قدر ما را بداند؟ چه کسی هست که بداند ما کی هستیم و چرا اصلاً به این دنیا قدم نهاده ایم؟
همه ما منتظر تک ستاره ای هستیم که از راه برسد و استعدادهای نهفته مان را کشف کند و ما را به اوج اعلا برساند؛ منتظر فرشته ای هستیم که از اعماق آسمان ها بیاید و دستمان را گرفته و به ما ابراز عشق کند اما زهی خیال باطل که هرگز این ستاره فروزان، طلوع نخواهد کرد و این فرشته آسمانی نازل نخواهد شد!
هیچ کس نمی آید تا تو را به اوج برساند و کشفت کند،هیچ کس نخواهد بود تا عشق را به تو ارمغان بدهد، هیچ کس چراغی بر در خانه ات نخواهد آویخت تا آن را روشن کنی.... همه چیز خودت هستی؛ همه ستاره های آسمان و همه تکیه گاههای زمین، خودت هستی. کسی برایت عشق نخواهد آورد، عشق از درون خودت خواهد جوشید و خودت هستی که باید دست هایت را روی زانویت بگذاری و بلند شوی و سرپا بایستی.... زود باش... یک «یاعلی» بگو و سرپا بایست.
*دکتر بهاره دادرس*
آنان که به مرگ سرخ لبخند زدند پيمانه حق، عليمانند زدند
با جوشش خون و با سرود تکبير شب را به خجسته صبح پيوند زدند
