شناخت حضرت امام حسين(سيدالشهداء) سلام الله عليها

الهي! چنان معرفتي عطا فرما تا حسين را بشناسيم، که شناخت او سرآغاز زندگي سعادتمندانه است.

عاشقانه زيستن و عاشقانه مردن و معبودي جز خدا نداشتن.


مولا جان(تکه هايي از وصيتنامه شهيد محمد کنعاني)

مولا جان!

عهد مي کنم تا آنجا که در جسمم توان رزم و ستيز دارم و پاهايم توان گام نهادن سوي دشمن را دارد، و تا آنجا که نفسم به آخرين شماره هاي خود رسيده باشد و قطرات پاياني خونم بر زمين بريزد، به نداي «هل من ناصر ينصرني» ولايت فقيه و نايب تو لبيک بگويم تا اين که خداوند نعمت عظماي شهادت را نصيبم کند، که بالاترين مرحله تکامل انسان است و سعادت هر دو جهان در دست يافتن به اين نعمت بزرگ مي باشد.

                                                                      *شهيد محمد کنعاني*

چرا به حضرت ادریس مثلث النعمه گویند؟

چون دارای سه منصب بود: سلطنت، حکمت و نبوّت.

                                         *هزار و یک چرا، علی سالک*

معناي روح

قیصر نامه ای  به عمر نوشت، در نامه اش سئوالاتی دینی و علمی وجود داشت. عمر پاسخ هایش را ندانست. از علی(ع) کمک خواست.

حضرت امیر به مشکلات قیصر پاسخ گفت و نامه از طرف عمر برای قیصر فرستاده شد.

قیصر چون بر مطالب نامه آگاهی یافت فهمید پاسخگو علی(ع) بوده از این نظر نامه ای برای آن حضرت فرستاد و در نامه اش چنین نگاشت:

بر پاسخ های تو آگاهی یافتم و دانستم که تو از خاندان رسالت هستی، تو به علم و شجاعت موصوفی اکنون درخواست دارم معنی "روح" را که خداوند در قرآن مجید می فرماید:

«یسئلونک عن الروح قل الروح من امر ربی» برایم توضیح دهی.

حضرت امیر در پاسخش نوشت:

«روح نقطه ای است لطیف و شریف که از صنایع عجیبه و نیروی حیرت آور آفریگارش می باشد.

خداوند روح را از گنجینه های پرارزش خود خارج ساخت و آن را در نهاد انسان قرار داد.

روح وسیله ارتباط توست با خدایت و سپرده ای است از طرف خداوند در بدنت، هرگاه پیمانه ات پرشود، روح را از تو بازخواهدگرفت.»

                   *قضاوت‌های‌علی(ع)/آیت‌اله‌محمدتقی‌شوشتری*

 

 

ظهر غدیر تا ظهر عاشورا

چه کوتاهست فاصله ظهر غدیر تا ظهر عاشورا

روز بالارفتن دست علی(ع) توسط پیامبر(ص)

تا روز بالارفتن سر حسین(ع) بر سر نی!

چگونه رفتار کنیم؟

معاوية بن وهب مى‏گويد : به حضرت صادق عليه‏السلام عرض كردم : ما در ميان خود و هم مذهبيان و با مردم ديگرى كه با ما معاشرت دارند چگونه رفتار كنيم ؟ حضرت فرمود : امانت آنان را بپردازيد ، به سود و زيانشان گواهى به حق دهيد ، بيمارانشان را عيادت كنيد و بر جنازه مرده‏هاشان حاضر گرديد.

بر مشامم مي رسد هر لحظه بوي کربلا

در سرم پيچيده باري،‌ هاي و هوي کربلا

مي روم وادي به وادي رو به سوي کربلا

مي روم افتان و خيزان، از دل بن بست ها

جاده اي پيدا کنم تا جست و جوي کربلا

تشنگي مي بارد از ابر سترون، مي روم

تا بنوشم جرعه آبي از سبوي کربلا

ترسم اين بيراهه ها با خويش مشغولم کنند

«بر دلم ترسم بماند آرزوي کربلا»

من نمي دانم کي ام يا از کجايم، هرچه هست

آب رو مي آورم از خاک کوي کربلا

مانده در گوشم صداي پاي «هل من ناصر»ي

مي رود تا حشر در من گفت و گوي کربلا

بغض تاريخم، نبايد در خودم ويران شوم

بايد آوازي بخوانم با گلوي کربلا

در سرم شوري دگر برپاست، شمشيرم کجاست؟

«بر مشامم مي رسد هر لحظه بوي کربلا»


خود را امتحان کنيم

   امام باقر عليه‏السلام مى‏فرمايد : اگر بخواهى خود را امتحان كنى كه در تو خيرى هست ، به قلبت مراجعه كن ، اگر عاشق اهل طاعت و دشمن اهل معصيتى در تو خير هست و خداوند دوستت دارد و اگر دشمن مردم مؤمنى و علاقه‏مند به اهل معصيت در تو خيرى نيست و خداوند دشمن توست و مرد با همان است كه به آن علاقه‏مند است.