کمک

در سال 1974، مجله «گاید پست» گزارش مردی را نوشت که برای کوهپیمایی به کوهستان رفته بود. ناگهان برف و کولاک، او را غافلگیر نمود و درنتیجه، راهش را گم کرد. از آن جا که برای چنین شرایطی، پوشاک مناسبی همراه نداشت، می دانست که هرچه سریعتر باید پناهگاهی بیابد، در غیر اینصورت، یخ می زند و می میرد. باوجود تلاش هایش، دست و پاهایش بر اثر سرما کرخت شد. می دانست وقت زیادی ندارد. در همین موقع، پایش به کسی خورد که یخ زده بود و در شرف مرگ بود. او باید تصمیم خود را می گرفت.دستکش های خیس خود را درآورد، کنار مرد یخ زده، زانوزد و دست ها و پاهای او را ماساژ داد. مرد یخ زده، جان گرفت و تکان خورد و آنان به اتفاق هم به جست و جوی کمک به دیگری بودند و در واقع به خودشان کمک می کردند.
به محض اینکه کاری در جهت منافع کسی انجام می دهید، نه تنها او به شما فکر می کند، بلکه خداوند نیز به شما فکر می کند.
*گردآوری و تنظیم: منصوره آرام فرد*






