کمک


در سال 1974، مجله «گاید پست» گزارش مردی را نوشت که برای کوهپیمایی به کوهستان رفته بود. ناگهان برف و کولاک، او را غافلگیر نمود و درنتیجه، راهش را گم کرد. از  آن جا که برای چنین شرایطی، پوشاک مناسبی همراه نداشت، می دانست که هرچه سریعتر باید پناهگاهی بیابد، در غیر اینصورت، یخ می زند و می میرد. باوجود تلاش هایش، دست و پاهایش بر اثر سرما کرخت شد. می دانست وقت زیادی ندارد. در همین موقع، پایش به کسی خورد که یخ زده بود و در شرف مرگ بود. او باید تصمیم خود را می گرفت.دستکش های خیس خود را درآورد، کنار مرد یخ زده، زانوزد و دست ها و پاهای او را ماساژ داد. مرد یخ زده، جان گرفت و تکان خورد و آنان به اتفاق هم به جست و جوی کمک به دیگری بودند و در واقع به خودشان کمک می کردند.

به محض اینکه کاری در جهت منافع کسی انجام می دهید، نه تنها او به شما فکر می کند، بلکه خداوند نیز به شما فکر می کند.

 

*گردآوری و تنظیم: منصوره آرام فرد*


فرازهايي از دعاي ندبه


أین المبید العتاه و المرده

کجاست آن نابوده کننده گرنکشان و سرکشان

*************

أین مستأصل اهل العناد و التضلیل و الالحاد

کجاست آن ریشه کننده اهل لجبازی و گمراهی و بی دینی

*************

أین جامع الکلمه علی التقوی

کجاست آن جمع کننده مفهوم واقعی تقوی

*************

أین باب الله الذی منه یؤتی

کجاست آن درب خداوندی که از آن وارد شوند؟

*************

أین وجه الله الذی الیه یتوجه الاولیاء

کجاست آن چهره خداوندی که به سوی او متوجه شوند اولیاء

*************

أین السبب المتصل بین الارض و الاسماء

کجاست آن وسیله پیوند میان زمین و آسمان

*************

أین صاحب یوم الفتح و ناشر رایه الهدای

کجاست آن صاحب روز پیروزی و گسترنده بیرق هدایت

*************

أین مؤلف شمل الصلاح و الرضا

کجاست آن جمع آوری کننده جمعیت صلاح و رضا

*************

أین الطالب بذحول الانبیاء و ابناء الانبیاء

کجاست آن طلب کننده خون های پیامبران و فرزندان پیامبران

*************

أین الحسن

کجاست حسن

*************

أین الحسین

کجاست حسین

*************

أین ابناء الحسین صالح بعد صالح و صادق بعد صالح

کجایند فرزندان حسین، شایسته ای بعد از شایسته و راستگویی بعد از راستگو

*************

أین السبیل بعدالسبیل

کجاست آن راه هدایت بعد از راه هدایت

*************

یابن الصراط المستقیم

ای فرزند راه مستقیم هدایت

*************

یابن العلوم الکامله

ای فرزند علوم کامل

*************

أین مبید اهل الفسوق و العصیان و الطغیان

کجاست آن نابودکننده بدکاران و نافرمانان و طغیان کنندگان

*************

یابن الهداه المهدیین

ای فرزند راهنمایان هدایت شده

*************

یابن الخیره المهذبین

ای فرزند نیکان وارسته

*************

ادامه نوشته

روزگار بهتري از راه مي‌رسد...

it is going to be okey…

 just hang in there

 

it is going to be okey.

Just give things a little time.

And in the meantime…

Keep believing in yourself:

Take the best of care:

Try to put things in perspective;

Remember what is most important;

do not forget that someone cares;

search for the positive side;

learn the lessons to be learned;

and find your way through to the

inner qualities;

          the strength, the smiles,

          optimistic outlook

that are such special parts of you.

it is going to be okey.

                             Barin taylor

 

روزگار بهتری از راه می رسد،

کمی شکیبا باش.

و تا آن زمان...

خود را باور بدار.

هماره هوشیار.

بکوش تا دورنمای هر چیز را درنظر آوری.

مهمترین ها را به یاد بسپار.

فراموش مکن که دیگری نگران توست.

در جستجوی بهتر باش.

بیاموز درسهای آموختنی را.

با تکیه بر توانای، لبخند، خرد و خوشبینی،

به سوی گنجینه های درون راه بگشا.

اینهاست...

پاره های یگانه وجودت.

آری روزگار بهتری از راه می رسد.

                                            

*بارین تیلور*

 



نيکبختي

نيکبختي بر سه ستون استوار است:

1-     فراموش کردن گذشته،

2-     غنيمت شمردن حال،

3-     اميدوار بودن به آينده

و اين سه ستون بر پايه محکم‌تري استوار است و آن «ايمان»

                                        

                                *برگرفته از شادمانه زيستن/ منصور فلاحي*

چند دو بيتي از باباطاهر

 ***اشعار باباطاهر ***

دلم میل گُل باغ ته دیره                            درون سینه ام داغ ته دیره

بشم آلاله زاران لاله چینم                        وینم آلاله هم داغ ته دیره

***

خوشا آنانکه که الله یارشان بی                  بحمد و قل هوالله کارشان بی

خوشا آنانکه دایم در نمازند                        بهشت جاودان بازارشان بی

***

مگر شیر و پلنگی ایدل ایدل                      به مو دایم به جنگی ایدل ایدل

                       اگر دستم فتی خونت بریجم                      وینم تا چه رنگی ایدل ایدل

***

                       به صحرا بنگرم صحرا ته وینم                      به دریا بنگرم دریا ته وینم

                     به هرجا بنگرم کوه و در و دشت                  نشان روی زیبای ته وینم

***

غمم غم بی و همراز دلم غم                       غمم هم صحبت و همراز و همدم

                    غمت مهله که مو تنها نشینم                       مریزا بارک الله مرحبا غم

***

                     غم و درد مو ا زعطار واپرس                            درازیّ شب از بیمار واپرس

                    خلایق هر یکی صد بار پرسند                          که جان و دلی یکبار واپرس

***

خوشا آندل که از غم بهره ور بی                      برآندل وای کز غم بی خبر بی

ته که هرگز نسوته دیلت از غم                          کجا از سوته ویلانت خبر بی

***

دلت ای سنگدل بر ما نسوجه                             عجب نبود اگر خارا نسوجه

بسوجم تا بسوجانم دلت را                               در آذر چوب تر تنها نسوجه

اس ام اس

          اس ام اس

 

  • آن سوی همه دلتنگی ها همیشه خداست که داشتنش، جبران همه نداشته هاست.
  • زندگی مانند یک پیانوست؛ که کلیدهای سفید آن، شادی ها و کلیدهای مشکی آن غم ها و سختی ها هستند؛ موقعی که کلیدهای سفید و مشکی را با هم فشار می دهید، آهنگ زندگی نواخته می شود.
  • چشمانت را ورق بزن، شاید در گوشه ای از آن، مرا به یادگار کشیده باشی.
  • بر زمین لجبازی، پای نفشار که سخت لغزنده است.
  • کسانی که به انتظار زمان نشسته اند، آن را از دست داده اند.
  • مطمئن ترین اصل در زندگی، خودسازی ست، نه اصلاح دیگران.
  • افسوس که جوانی المثنی ندارد.
  • آتش فریاد را با آب سکوت، خاموش کن.
  • آن که می خواهد روزی پرواز عشق را تجربه کند، نخست باید روی پای خود ایستادن را بیاموزد؛ پرواز راکه با پرواز آغاز نمی کنند.
  • نگرانی، هرگز از غصه فردا نمی کاهد، فقط شادی امروز را از بین می برد.
  • گذشته را در آغوش بگیر، اما در آن زندگی نکن.
  • غنچه خوشبختی، در جای تاریک و بی صدا و در گودی پنهان است که بسیار به ما نزدیک است؛ اما کمتر از آن می گذریم و آن دل خود ماست.
  • خوشبخت کسی است که راه قدردانی از خدمت دیگران را بلد است و شادی دیگران را به قدر شادی خود لمس می کند.
  • عشق، امانت باارزشیه که هرکس تو قلبش می ذاره؛ برای همینه که هروقت بخوای عشق رو از کسی پس بگیری، باید قلبش رو بشکونی.
  • مرد بزرگ، کسی ست که در سینه، قلبی کودکانه داشته باشد.
  • برای خندیدن، منتظر خوشبختی نمی شم؛ شاید خوشبختی منتظر منه.

                                          

                                                                                                                                                                                  *برگرفته ازمجله شادکامی*

کاريکاتور (پاسداشت خون شهداء ............................)

طنز

کودکي در اتوبوس ايستاده و منتظر بود؛ ناگاه دامن مادرش را کشيد و گفت:‌مامان اين آقاهه کچله! ببين!

مادرش با خجالت گفت: ساکت بچه! مي فهمه!

طفل با تعجب گفت:‌مگه خودش نمي دونه؟

                                                                   *برگرفته از طنزهاي مردم*

صداقت

صداقت


صداقت، آن است که در پی افشای بی صداقتی دیگران نباشی.

صداقت، ننگریستن به مردم است با دیده شک.

صداقت، درختی است که آرامش به بار می دهد نه اضطراب و تشویش.

صداقت، پسندیده های خود را بر دیگران پسندیدن است.

صداقت، نگاه سودجویانه نداشتن است.

صداقت، با پاکیِ تو از راه می رسد.

صداقت، رفتار یکسان توست در رابر توانمند و ناتوان.

صداقت، خواستن بیش تر برای دیگران و خواستن کم تر برای خود است.

صداقت، بیش از از زبان، نیازمند قلب پاک است

صداقت، بیش از فرد مقابل، به قلب و ذهن تو مرتبط است.

صداقت، آن است که حکمت و حقیقت، تأییدش کنند و نه باور دیگران.

صداقت ،دوستی دل ها و عدم صداقت، دوستی اذهان است.

دم زدن مدام از صداقت، نشانه بی صداقتی است.

آن اندازه که سکوت و خاموشی، صداقت است، سخن گفتن، صداقت نیست!

هرگاه به صداقتِ کسی شک کردی، باید به شکِ خودت شک کنی چراکه آن، از درون تو جوشیده و نه او.

شایع ترین علت عدم صداقت، واداشتن دیگران به صداقت است؛ چراکه این بیانی است غیرمستقیم از عدم صداقتِ آنان!

گل صداقت، در لحظات بی ذهنیِ کامل می شکفد.

دروغ گفتن، یعنی ترس از مورد تأیید واقع نشدن.

آیا تابه حال جمادات و نبات و حیوانات را به بی صداقتی محکوم کرده اید؟ خیر و آن تنها به یک دلیل است؛ برخوردار نبودنشان از نیروی تعقل!

صداقت، طلب دل دانا از خداوند است.

 

                                      *کتاب کوچک زندگی/ دکترشاهرخ شاه پرویزی*

تنهايي

اگر خاطرمان تنها شد....

گاهی وقتا، تنهایی خیلی به آدم فشار میاره ... آدم، دلتنگ و دلگیر می شه... خسته و افسرده می شه... دلش می خواد به هر آویزی چنگ بزنه تا خودش رو از درد تنهایی نجات بده1 هرکسی سر راهش سبز می شه، فکر می کنه همونیه که اومده تا غار تنهایی هاش رو فتح کنه و اونو به اوج خوشبختی برسونه.. توی او شرایط، آدم دیو رو هم فرشته می بینه... راستی چه فرقی می کنه توی اون شرایط هم نشین آدم، کی و چی باشه؟ فقط کافیه یکی باشه تا تو ساعتای تنهاییت رو باهاش سپری کنی!

اما داستان به همین جا ختم نمی شه... وقتی کمی گذشت، تازه می فهمی که نه... همونی که برای فرار از تنهایی به دامنش آویختی، شده سوهان روحت... شده مایه آزارت و اون موقع هست که فریاد می زنی«آه خدایا! چرا من؟ آخنه بعد این همه تنهایی، حالا باید این بلاها سرم بیاد؟ باید گرفتار همچین آدمی بشم؟»

راستی مقصر واقعی، این وسط کیه؟ طرف مقابلمون که از تنهایی ما سوء استفاده کرده و وارد حریم ما شده تا به ما ضربه بزنه یا خودمون که برای فرار از تنهایی، به دیوار هرکس و ناکسی آویخته ایم؟

تنهایی وحشتناکه ... شاید این طور باشه اما وحشتناک تر از تنهایی، هم نشینی با کسی ست که از جنس ما نیست و هرلحظه دردی به دردای ما اضافه می کنه... وقتی به اعماقش شیرجه می زنی، خیلی چیزا رو کشف می کنی... خودتو و شاید خدا رو!

تنهایی گاهی می تونه هدیه ای از جانب خداوند باشه.... پس

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد                     طلب عشق زِ هر بی سروپایی نکنیم


                                                         

 *دکتر بهاره دادرس/مجله شادکامی*