حجاب خواهران مسلمان كوبندهتر از خون سرخ من است
به
گزارش خبرنگار ايثار و شهادت باشگاه خبري فارس «توانا» عليرضا كرد افشار
در 14 فروردين 1339 در شهر بندرگز به دنيا امد. او تنها پسر خانواده بود.
تحصيلات دوران ابتدايي، راهنمايي و دبيرستان خود را در زادگاهش به اتمام
رساند و موفق شد در رشته علوم تجربي مدرك خود را اخذ كند.
وي در سال آخر تحصيلي بود كه با انقلاب آشنا شد و از همزمان بود كه در جريان حركتهاي عمومي مردم عليه نظام شاهنشاهي حضور فعالي پيدا كرد.
عليرضا يكبار در آزمون سراسري دانشگاه شركت كرد و در رشته نفت دانشگاه صنعت نفت قبول شد و به رغم اينكه در پذيرش نهايي ميتوانست با استفاده از سهميه رزمندگي از اولويت پذيرش برخوردار شود اما او اين كار را نكرد. وقتي با اعتراض بستگان مواجه شد، گفت: «من براي رضاي خدا به جبهه ميروم، نه براي قبولي در دانشگاه».
دوستان و همرزمان عليرضا در وصف او ميگويند: «اهل نماز شب بود، روزي 4 تا 5 ساعت قرآن ميخواند و با عشق به انقلاب و رهبري امام خميني (ه) به دفاع از مملكت و ناموس پرداخت».
عليرضا در مناطق عملياتي حضوري فعال و مؤثر داشت وي كارمند مخابرات بود اما در عمليات نصر 1 در محور عملياتي بانه با سمت فرمانده گروهان حضور يافت.
بارها در مناطق عملياتي شركت كرد تا اينكه نهايتاً در تاريخ 1 ارديبهشت 1366 در اثر اصابت تركش به سينه و پاي چپ به شهادت رسيد.
شهيد عليرضا كرد افشار در وصيتنامه خود اين چنين نوشته است: «حال كه بدنهاي ما براي مردن آفريده شده پس چه بهتر اين مرگ در راه خدا باشد.
حقانيت را در اين راه يافتم كه فقط خداي يگانه را بپرستم و اسلام را كه برترين و والاترين دينهاست دينم باشد و رهبرم خميني، تا تحت رهبري وي بتوانم در راه اسلام براي اسلام عزيز خدمتي كرده باشم.
از شما ميخواهم وحدت اسلامي را حفظ نماييد و صفهاي خود را در مقابل غرب جنايتكار و شرق تجاوزگر منسجم نماييد.
به گفته امام هر چه فرياد داريد بر سر آمريكاي جنايتكار و تمام ابر جنايتكار شرق و غرب بريزيد. از پدر و مادر مهربانم و همچنين از خواهران و برادران ميخواهم كه اگر من شهيد گشتم براي من هيچ احساس دلتنگي ننمايند.
بدرگاه خداوند متعال شكرگذار باشند و نماز شكر بجاي آورند و همچون حضرت زينب (س) در مقابل خصم زبون ايستادگي نمايند.
از خواهران مسلمان ميخواهم حجاب خود را حفظ نمايند؛ زيرا حجاب آنها كوبندهتر از خون سرخ من است. حجابشان تيري است بر قلب دشمنان اسلام».
وي در سال آخر تحصيلي بود كه با انقلاب آشنا شد و از همزمان بود كه در جريان حركتهاي عمومي مردم عليه نظام شاهنشاهي حضور فعالي پيدا كرد.
عليرضا يكبار در آزمون سراسري دانشگاه شركت كرد و در رشته نفت دانشگاه صنعت نفت قبول شد و به رغم اينكه در پذيرش نهايي ميتوانست با استفاده از سهميه رزمندگي از اولويت پذيرش برخوردار شود اما او اين كار را نكرد. وقتي با اعتراض بستگان مواجه شد، گفت: «من براي رضاي خدا به جبهه ميروم، نه براي قبولي در دانشگاه».
دوستان و همرزمان عليرضا در وصف او ميگويند: «اهل نماز شب بود، روزي 4 تا 5 ساعت قرآن ميخواند و با عشق به انقلاب و رهبري امام خميني (ه) به دفاع از مملكت و ناموس پرداخت».
عليرضا در مناطق عملياتي حضوري فعال و مؤثر داشت وي كارمند مخابرات بود اما در عمليات نصر 1 در محور عملياتي بانه با سمت فرمانده گروهان حضور يافت.
بارها در مناطق عملياتي شركت كرد تا اينكه نهايتاً در تاريخ 1 ارديبهشت 1366 در اثر اصابت تركش به سينه و پاي چپ به شهادت رسيد.
شهيد عليرضا كرد افشار در وصيتنامه خود اين چنين نوشته است: «حال كه بدنهاي ما براي مردن آفريده شده پس چه بهتر اين مرگ در راه خدا باشد.
حقانيت را در اين راه يافتم كه فقط خداي يگانه را بپرستم و اسلام را كه برترين و والاترين دينهاست دينم باشد و رهبرم خميني، تا تحت رهبري وي بتوانم در راه اسلام براي اسلام عزيز خدمتي كرده باشم.
از شما ميخواهم وحدت اسلامي را حفظ نماييد و صفهاي خود را در مقابل غرب جنايتكار و شرق تجاوزگر منسجم نماييد.
به گفته امام هر چه فرياد داريد بر سر آمريكاي جنايتكار و تمام ابر جنايتكار شرق و غرب بريزيد. از پدر و مادر مهربانم و همچنين از خواهران و برادران ميخواهم كه اگر من شهيد گشتم براي من هيچ احساس دلتنگي ننمايند.
بدرگاه خداوند متعال شكرگذار باشند و نماز شكر بجاي آورند و همچون حضرت زينب (س) در مقابل خصم زبون ايستادگي نمايند.
از خواهران مسلمان ميخواهم حجاب خود را حفظ نمايند؛ زيرا حجاب آنها كوبندهتر از خون سرخ من است. حجابشان تيري است بر قلب دشمنان اسلام».
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۳ شهریور ۱۳۸۹ ساعت 8:25 توسط م. نگارنده
|