از بيت آل طاها آتش کشد زبانه        گويي شده قيامت برپا درون خانه

برپاست شور محشر از عترت پيمبر   خلقند مات و مبهوت از گردش زمانه

********************

آن روز تمام آسمان نيلي بود            بر دوش علي بيعت تحميلي بود

وقتي ثمر باغ فدک قسمت شد       اي واي که سهم فاطمه سيلي بود

********************

نيمه شب تابوت را برداشتند            بار غم بر سينه ها بگذاشتند

هفت تن دنبال يک پيکر روان            وز پي آن هفت تن هفت آسمان

ظاهراًَ تشييع يک پيکر ولي             باطناً تشييع زهرا و علي

********************

چه تعبيري خدا در نقطه دارد            که تفسيري جدا هر نقطه دارد

به تعداد بهار عمر زهرا(س)              همين اندازه کوثر نقطه دارد

********************

درد سر، بين گذر، چند نفر، يک مادر  

شده هر قافيه ام يک غزل دردآور

ديشب از داغ شما فال گرفتم،‌ آمد    

دوش مي آمد و رخساره... نگويم بهتر

من به هر کوچه خاکي که قدم بگذارم  

ناخودآگاه به ياد تو مي افتم مادر

چه شده؟ قافيه ها باز به جوش آمده اند

دم در، فضّه خبر، مادر و در، محسن پر

********************

دلا بيا به سراي علي دري بزنيم      

به خانه اي که درش سوخته سري بزنيم

خبر رسيده که اين روزها علي تنهاست

بيا به خانه بي فاطمه سري بزنيم